الحاج محمد كريمخان الكرماني ( مترجم : ابراهيمى )
368
دقائق العلاج ( فارسي )
داشته باشد . يكى از سببهاى آن صفراء است كه علامتش تشنگى ، درد ، احساس گزش در شكم و بيرون روى رقيق و چركى است كه پيش از آن بيمار گزشى در رودههاى خود حس مىكند . سبب ديگر چيرگى حرارت بر معده است كه نشانى آن تشنگى ، التهاب ، تب ، گزندگى ، بيرونروى رقيق ، غش و ناراحتى است نوع ديگر از بلغمى است كه در معده حبس شده و نشانيش بيروى روى مواد لزج و بلغمى ، كمى عطش همراه با التهاب و باد گلوى ترش است ديگر آنكه سردى بر مزاج چيره شده و علامتش مانند حالت اول است مگر آنكه در اين قسم بيمار سابقه بدگوارشى هم دارد ، علت ديگر آنست كه سودائى بمعده مىچسبد به اين نشان كه بيمار داراى اشتهاى زياد است و در فم معده احساس گزش مىكند و دهنش ترش است و اگر چيزى بخورد يا كمى روغن بياشامد اين حالت تمام مىشود . سبب ديگر آنكه بيمار مبتلا به تخمه است كه در اثر آن خلطهاى نارس در معده پيدا مىشود و علامتش آن است كه پيش از اسهال تخمه وجود دارد ، باد گلو بدبو است و شكم قرقر مىكند سبب ديگر آنكه كبد ضعيف است و نمىتواند كيموس را جذب كند و نشانش اين است كه بيرونروى آبكى و سفيد و پيشاب نيز سفيد ( بىرنگ ) و پلكها و پاها ورم كرده است و رنگ بيمار بسفيدى مىگرايد . دليل ديگر ، كمتوانى مغز است كه در اثر آن مواد زياندارى بمعده مىچسبد و به رودهها مىرسد و آن را براى مدت زيادى مرطوب مىكند و مزاجش را ديگرگون مىنمايد و از نيروى گوارشيش مىكاهد . سبب ديگر آن است كه بيمار غذائى را خورده كه در حال گوارش است و راه رگهاى رودهها را بسته و در اين حال غذاى ديگرى را مىخورد كه نمىتواند هضم كند و طبيعت آن را بيرون مىراند ، اين بيمارى را اسهال معدهاى ناميدهاند . گاهى كيموسهاى زياندارى در اندامها جمع